نماز و انفاق
در تفاسير و روايات مختلف، مراد از صبر را در اين آيه، روزه دانسته اند.(4)
نماز و عدالت
نماز و جهاد
نماز و امر به معروف و نهي از منكر
با برپايي نماز كه انسان را از زشتي ها و منكرات باز مي دارد، روح و جان خود را از همه آلودگي ها پاك و به صفات پسنديده آراسته كنيد و آنگاه مردم را به خوبي ها امر و از بدي ها و منكرات نهي نماييد.
پي نوشت ها:
1. بقره/ 3 و نيز در آيه 29 سوره فاطر و آيه 38 سوره شوري اين دو همراه آمده اند.
2. بقره/43 و در آيات زياد ديگري از جمله در آيات83، 110، 177و 277 همين سوره، اين دو همراه ذكر شده اند.
...........................................................................................................................................
پاداش و اثار نماز
جلب رحمت خدا
خداوند در سوره ي نور مي فرمايد: وَ اقيمُواالصَّلاةَ وَ اتواالزَّكاة وَ اَطيعُواالرَّسوُلَ لعَلكُمْ ترْحَمُونَ. (نور/ 56) " و نماز را بر پا داريد و زكات بدهيد و رسول را اطاعت كنيد تا مشمول رحمت شويد."
خداوند در اين آيه اولين شرط براي داخل شدن در رحمت را برپايي نماز برمي شمارد.
طلب یاری از نماز
وَاستعينُوا بِالصَّبْرِ والصَّلاةِ وَ اِنَّها لكبيرِةٌ اِلاّ عَلي الخاشِعينَ. (بقره/ 45) " و از صبر و نماز ياري بجوييد و اين كار جز از براي خاشعان گران است."
كلمه استعانت به معناي طلب كمك است و اين هنگامي است كه انسان به تنهايي نمي تواند مشكلي را به دلخواه حل كند. چرا كه در حقيقت ياوري جز خداي يگانه وجود ندارد. اين دو، بهترين وسايل براي پيروزي هستند. چون صبر هر بلايي را هر چند عظيم، كوچك و ناچيز مي كند و نماز كه التجاء به خدا است، ايمان را در درون زنده ساخته و به آدمي مي فهماند كه به جايي تكيه دارد كه انهدام ناپذير است و به ريسماني دست زده كه پاره شدني نيست و به اين ترتيب با ايجاد پايگاه دروني و تكيه گاه بروني كه براي پيروزي برمشكلات لازم است، راه غلبه بر گرفتاريها آسانتر مي شود و نيز مي فرمايد: يا اَيُّها الَّذينَ آمَنُوااسْتعينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلوةِ اِنَ الله مَعَ الصّابِرينَ. (بقره/ 153) " اي كساني كه ايمان آورده ايد از صبر و نماز استعانت جوئيد كه خدا با صابرين است."
در اين آيه نيز براي پيروزي بر مشكلات به ياري جستن از يكي از بزرگترين ملكات (صبر) و يكي از بزرگترين عبادات (نماز) دعوت مي كند.
آرامش
خداوند در سوره رعد فقط ياد خدا را آرام بخش دلها مي داند: اَلا بِذكرِ اللهِ تطمَئِنُّ القلوبُ (رعد/ 28) "آگاه باشيد كه تنها ياد خدا آرامش بخش دلهاست. در سوره ي طه، هنگام اولين وحي به موسي(ع) مي فرمايد: … وَاَقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْري (طه / 14) "… و نماز را براي ياد من به پادار." و اين گونه نماز را از مظاهر ياد خود برمي شمارد. حال چرا در دل چنين كساني ترس و غم جاي داشته باشد. اِنَّ الَّذينَ امَنُوا وَ عَمِلُواالصّالِحاتِ وَ اَقامُواالصَّلاةَ وَ اتُواالزَّكاةََ لَهُمْ اجْرُهُمْ عِنْدَ رَبّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَليْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ. (بقره/ 277) "كساني كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز برپا داشتند و زكات را پرداختند اجرشان نزد پروردگارشان است و نه ترسي بر آنهاست و نه غمگين مي شوند."
براي مردم با ايماني كه با نماز ياد خدا را زنده نگه مي دارند و با پرداخت زكات از بروز اختلاف طبقاتي جلوگيري مي كنند، آرامشي است كه ديگران از دركش عاجزند و پاداشي كه فقط نزد پروردگار است.
باز داشتن از فحشا و منکر
… وَ اَقِمِ الصَّلاةَ اِنَّ الصُّلاةَ تنهي عَنِ الفحشاءِ وَالمُنكَرِ وَ لَذِكرُاللهِ اَكْبَرُ واللهُ يَعلمُ ما تصنعُون.(عنكبوت/45 ) "… و نماز را برپا دار كه نماز انسان را از زشتي ها و منكرات باز مي دارد و ذكر خدا بزرگتر است و خدا به هر چه كنيد آگاه است."
طبيعت نماز از آنجا كه انسان را به ياد نيرومندترين عامل بازدارنده يعني اعتقاد به مبدأ و معاد مي اندازد، داراي اثر بازدارندگي از فحشا و منكر است. نماز، كسي را كه به انواع وسايل هوسراني مجهز و پايه هاي حكومت غرايز طغيانگر در كانون وجودش مستحكم و پابرجاست و براي آنها مرزي نمي شناسد، كنتر ل مي كند. در هر روز پنج بار اداي نماز كردن، صبح بعد از برخاستن از خواب (كه انسان از همه چيز غافل است)، وسط روز (هنگامي كه غرق در زندگي مادي است)، در پايان روز و آغاز شب، مي تواند جامعه اي صالح ايجاد نمايد. نمازي كه براي انجام آن از ابتدا، انسان خود را از هرگونه آلودگي پاك كرده و حرام و غضب را از خود دور مي سازد و با حمد، تسبيح، تكبير و سلام بر بندگان صالح خدا، خدا، مقام اولياء، درجات مردان خدا، عذاب الهي، كيفر خطاكاران، حسابهاي دقيق و بي اشتباه روز رستاخيز را به ياد مي آورد و با قيام در مقابل خدا، او را از هر چيز برتر و بالاتر مي شمرد و با ياد نعمتهايش او را سپاس مي گويد و از او صراط مستقيم را مي طلبد، بدون شك انسان را متوجه جهان معنوي كرده و در درونش جنبشي به سوي حق و پاكي پيدا مي شود و او را از خودخواهي و دنياپرستي باز مي دارد و با تواضع در مقابل ذات لايزال الهي، عشق به جاه و مقام، كنار مي رود. نمازگزار با توجه به معاني آياتي كه در نماز مي خواند، قهراً از مواعظش پند گرفته، به امر و فرمانش تن داده و خود را از گناهان باز مي دارد. مسلماً ذكري كه متضمن ياد خدا و خشوع در برابر او و تلاوت قرآن (كه بر وعده ثواب، عذاب و هدايت مشتمل است) مي باشد با گناهان سازش ندارد. البته ميزان اثر نماز به درجه خلوص نمازگزار بستگي دارد و اين كه چه مقدار موانع را از بين برده باشد. بديهي است هر چه موانع بر سر راه ارتباط انسان با خدا كمتر باشد، اثر آن بيشتر و بر عكس هر چه موانع بيشتر باشد، اثر نماز كمتر است. چرا كه بازدارندگي از گناه، اثر طبيعي نماز است.
اِنَّ الاِنسانَ خلِقَ هَلوعاً. اِذا مَسَّهُ الشرُّ جَزُوعاً. وَ اِذا مَسهُ الخَيْرٌ مَنوعاً. اِلاّ المُصَلينَ. الَّذينَ هُمْ عَلي صَلاتِهِمْ دائِمُون.(معارج/ 19 تا 23) "انسان، حريص و كم طاقت آفريده شده – هنگامي كه بدي به او رسد بي تابي مي كند. و هنگامي كه خوبي به او رسد مانع ديگران مي شود. مگر نماز گزاران. آنها كه نماز را مرتباً به جا مي آورند."
انسان، حريص و كم طاقت و خودخواه است. در بديها بي تابي مي كند و خوبيها را منحصراً براي خود مي خواهد؛ مگر نمازگزاران كه نمازشان و ارتباطشان با خالق يكتا، آنها را از هر فحشاء و منكري باز مي دارد: وَالَّذينَ هُمْ عَلي صَلاتِهِمْ يُحافِظونَ. (معارج / 34) " و آنها كه بر نماز مواظبت دارند."
نمازگزاراني كه نماز را با حفظ ظاهر آن (آداب، شرايط، اركان و خصوصيات آن) و حفظ روح آن (حضور قلب) به طور دائم مي خوانند.
همراهی خدا با نماز گزاران
"وَ لقَدَ اَخذاللهُ ميثاقَ بَني اِسْرائيلَ وَ بَعَثنا مِنهُمْ اثنيْ عَشَرَ نقيباً وَ قالَ اللهُ اِنّي مَعَكُمْ لَئِنْ اَقَمتمُ الصَّلاةَ. (مائده / 12) " و خدا از بني اسرائيل پيمان گرفت و از آنها دوازده رهبر و سرپرست برانگيختيم و خداوند گفت من با شما هستم اگر نماز را بر پا داريد… ."
در اين آيه حمايت و همراهي خدا از بني اسرائيل را مشروط به شروطي مي كند كه اولين آنها بر پاداشتن نماز است. يعني تا وقتي كه نماز را برپا دارند مشمول حمايت خداوند مي شوند و ترك نماز، ترك هدايت خداوند را در پي دارد. اين معنا مي تواند شامل تمام نمازگزاران و تاركان نماز نيز باشد.
ولایت نماز گزاران
" اِنَّما وَليُّكمُ اللهُ و رسولهُ والَذينَ يُقيمونَ الصَّلاةَ و يُوتونَ الزَّكاةَ و هُمْ راكِعونَ." (مائده/ 55) "سرپرست و رهبر شما تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده اند و نماز را برپا مي دارند و در حال ركوع، زكات مي پردازند."
سرپرستي و رهبري جامعه ي اسلام از آن خدا و پيامبر اوست و نيز از آنِ مؤمنيني كه براي خدا و اتصال به سرچشمه ي فيوضات الهي، نماز را بر پا مي دارند و هنگام ركوع زكات مي دهند.
هدایت برای نماز گزاران
"اِنَّما يَعْمُرُ مَسجدَاللهِ مَنْ امَنَ بِاللهِ اليوم الاخِرِ و اَقامَ الصَّلاةَ و اتي الزَّكاةَ و لم يَخْشَ اِلاّ اللهَ فَعَسي اُولئكَ اَنْ يِكونُوا مِنَ الْمُهتدينَ." (توبه / 18) "مساجد الهي را تنها كسي آباد مي كند كه ايمان به خدا و روز قيامت آورده و نماز را برپا دارد و زكات را بپردازد و از چيزي جز خدا نترسد، ممكن است چنين گروهي هدايت يابند."
هدايت ممكن است براي گروهي باشد كه علاوه بر ايمان به خدا و روز قيامت، اهل اقامه نماز و پرداخت زكات و خشيت از خدا باشند. ايماني كه فقط ادعا نباشد بلكه در عمل ثابت شود و فقط چنين كساني براي عمران مساجد محق هستند.
انذار برای نماز گزاران
"… اِنَّما تنذِرالَذينَ يَخشونَ رَبَّهمْ بالغيبِ و اَقامواالصَّلاةَ و منْ تزكي فَانّما يَتزكي لِنفسه و الي الله المصيرُ." (فاطر / 18) " … تو فقط كساني را انذار مي كني كه از پروردگار خود در پنهاني مي ترسند و نماز را برپا مي دارند و هر كس پاكي پيشه كند نتيجه ي آن به خودش باز مي گردد و بازگشت به سوي خداست."
اي پيامبر انذارهاي تو نسبت به مكذّبان تو محقق نمي شود. زيرا كه دلهايشان مُهر شده است و سخن الهي تنها در دلهاي آماده اثر مي گذارد و تا در دلي خوف خدا نباشد و در نهان و آشكار، مراقبت يك نيروي معنوي را بر خود احساس نكند و با انجام نماز كه قلب را زنده مي كند و به ياد خدا مي دارد، به آن كمك نرساند؛ اين آمادگي حاصل نخواهد شد. آنها كه روح و قلبشان مملو از خشيت و ترس آميخته با عظمت خداست و با برپايي نماز، عملاً او را عبادت و پرستش مي كنند.
رستگاری برای نماز گزاران
" قَدْ اَفلحَ منْ تزكي. وَ ذَكرَ اسْمَ رَبِّه فَصَّلي. (اعلي/ 14 و 15) " مسلماً رستگار مي شود كسي كه خود را تزكيه كند – و نام پروردگارش را به ياد آورد و نماز بخواند."
در اين آيات سه چيز را عامل رستگاري مي داند، تزكيه، ذكر نام خداوند و سپس به جا آوردن نماز. در اينجا پس از ذكر نام خداوند، بجا آوردن نماز را ذكر مي كند. زيرا نمازگزار تا به ياد خدا نباشد و نور ايمان در دلش پرتوافكن نشود به نماز نمي ايستد. به علاوه، نمازي ارزشمند است كه توأم با ذكر و ياد او باشد.
پاداش
"رِجالٌ لا تلهيهم تِجارةٌ ولابَيعٌ عن ذِكراللهِ و اَقامِ الصَّلاةِ و ايتاءِ الزَّكاةِ يخافونَ يَوماً تتقلبُ فيه القلوبُ والابْصارُ. لِيجزيهمُ اللهُ اَحسنَ ما عملوا و يزيدهُمْ مِنْ فَضله …"(نور/ 37 و 38) " مرداني كه هيچ كسب و تجارتي آنان را از ياد خدا غافل نگرداند و نماز به پا دارند و زكات بدهند و از روزي كه دلها و ديده ها در آن روز حيران و مضطرب است، ترسان و هراسانند – تا خدا در مقابل بهترين اعمال ايشان جزاء و ثواب عطاء فرمايد و از فضل و احسان خويش بر آنها بيفزايد…"
و نيز مي فرمايد: " لكنِ الراسخُونَ فِي العلمِ منهمْ والْمؤمنونَ يُؤمنونَ بما اُنزلَ اِليكَ و ما اُنزلَ من قبلكَ والْمقيمينَ الصَّلاةَ والْمؤتونَ الزَّكاةَ والمؤمنونَ باللهِ واليومِ الاخرِ اُولئكَ سَنؤتيهم اجراً عظيماً." (نساء / 162) "اما آنهايي كه علم در دلهايشان رسوخ يافته و ايمان دارند به آنچه بر تو نازل شده و به آنچه پيش از تو نازل گرديده ايمان مي آورند و نماز را برپا مي دارند و زكات مي دهند و به خدا و روز قيامت ايمان آورده اند به زودي به آنان پاداش عظيمي خواهيم داد". پاداش عظيم و افزون كه از فضل خدا بر آن افزوده مي شود؛ براي مؤمنان به خدا و رسولش و آنچه بر او نازل شده و ترسان از روز قيامت است كه علاوه بر آن، نماز را نيز اقامه كرده و زكات مي پردازند.
امان در سایه ی نماز
" فَاذا نسلخَ الأشهُرُ الحُرُمُ فَاقتلواالْمُشركينَ حيثٌ و جَدْتُّموهمْ و خُذوهمْ واحصُروهمْ وَاقعُدوا لهم كلَّ مَرْصدِ فَانْ تابُوا و اَقامُواالصَّلاةَ و اتواالزَّكاةَ فَخَلوا سبيلهمْ اِنَّ الله غفورٌ رحيمٌ." (توبه/ 5) " هنگامي كه ماههاي حرام پايان گرفت مشركان را هر كجا بيابيد به قتل برسانيد و آنها را اسير سازيد و محاصره كنيد و در هر كمين گاه بر سر راه آنها بنشينيد، هر گاه توبه كنند و نماز را بر پا دارند و زكات را بپردازند آنها را رها سازيد بدرستي كه خداوند آمرزنده و مهربان است.
نماز، علاوه بر اين كه براي مؤمنان نمازگزار آثار فراواني دارد، براي مشركان نيز مأمن امني به شمار مي رود؛ اگر توبه كنند و نماز را به پا دارند. زيرا نماز از روشنترين مظاهر عبادت خدا و نشاني از توبه حقيقي است. هر گاه چنين كنند، نه تنها از قتل و اسارت در امانند، بلكه برادر ديني مسلمانان نيز به شمار مي آيند. " فانْ تابوا و اَقامواالصَّلاة واتواالزَّكاةَ فَاِخوانكمْ فِي الدّينِ و نفصلُ الاياتِ لِقومِ يعلمونَ." (توبه/ 11) " پس هر گاه توبه كنند و نماز را بر پا دارند و زكات را بپردازند برادر ديني شما هستند و ما آيات خود را براي جمعيتي كه مي دانند شرح مي دهيم."
هر گاه چنين كنند نه تنها از نظر احترام و محبت هيچ تفاوتي با ساير مسلمانان ندارند، بلكه با آنان در حقوقي كه اسلام آن را معتبر دانسته مساوي خواهند بود.
اين بود بيان اجمالي از آثار و نتايج اقامه نماز براي نمازگزاران. بديهي است كه اثرات نماز به ميزان اخلاص، معرفت و توجه به آن بستگي دارد و هر كس به هر درجه اي از آن معرفت نائل شود، حقيقت نماز را به همان ميزان درك مي كند.
...........................................................................................................................................
نماز در رأس همه عبادات است
نماز پر تنوع ترين عبادت است
نماز و هجرت
خداوندا ذريه خود را در منطقه خشک بي آب و گياه قرار دادم ، پرودگارا براي اقامه نماز « ربنا اني اسکنت من ذريتي بواد غير ذي زرع ربنا ليقموا الصلوة » .
آري وظيفه نمازخوانها آن است که با سفرها و هجرت ها به مناطق بد آب و هوا هم بروند تا شور و هيجان نماز عالمگير شود .
ترک مهم ترين جلسات تاريخ به خاطر نماز
اين فرقه رهبري بسيار دانشمند ولي مغرور داشتند که بارها با امام رضا عليه السلام گفتگو کرد ولي زير بار نمي رفت .
در يکي از جلسات امام رضا عليه السلام استدلالي کرد که او تسليم شد و گفت :
« اَلْانَ لانَ قَلْبي » حالا روح من نرم شده حاضرم مکتب تو را بپذيرم که ناگهان صداي اذان بلند شد . امام رضا عليه السلام جلسه را ترک کرد ، مردم گفتند فرصت حساسي است و شايد بعدا چنين فرصتي پيش نيايد امام فرمود :
اول نماز ! ، و او که اين تعهد را از امام ديد علاقه اش بيشتر شد . امام بعد از نماز گفتگويش را با او ادامه داد و او در نهايت ايمان آورد .
نماز اول وقت وسط جنگ
جلو آمد و پرسيد چرا به آسمان نگاه مي کني .
فرمود : براي اينکه اول وقت نماز از دستم نرود .
گفت : اکنون شما در حال جنگ هستيد .
فرمود : از نماز اول وقت نبايد غفلت شود .
آنجا که خواب از مناجات بهتر است
فاطمه عليها سلام گفت : علي ديشب تا صبح مناجات داشت ولي صبح خستگي او طاقت فرسا بود نمازش را در منزل خواند .
حضرت فرمود : به او بگوئيد شبها به جاي مناجات طولاني کمي بخوابد ولي نماز جماعت صبح را از دست ندهد ، خوابي که مقدمه جماعت باشد بهتر از مناجاتي است که حال جماعت را از بين ببرد
........................................................................................................
نماز فارسى

فقیه فقید، عالم ربّانی و عارف صمدانی، آیت الله العظمى حاج آقا رحیم ارباب، فرزانه ای صاحب دل از خطه عالم خیز اصفهان بود.ایشان در کنار جامعیت علمی در علوم عقلی و نقلی، متخلق به اخلاق اسلامی و مهذب به تهذیب نفسانی و آراسته به کمالات روحی و خصایل نیکوی انسانی بود. پس از گذشت سی و اندی سال از عروج ملکوتی وی هنوز هم یاد و خاطره ایشان در ذهن و زبان مردم جاری است.
دكتر محمد جواد شریعت، که هر از گاهی توفیق درک حضور وی را داشته است از آن روزها برای ما چنین روایت می کند:
«سال یكهزار و سیصد و سى و دو شمسى بود، من و عده اى از جوانان پرشور آن روزگار پس از تبادل نظر و بحث و مشاجره به این نتیجه رسیده بودیم كه چه دلیلى دارد كه ما نماز را به عربى بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان فارسى نخوانیم؟ و عاقبت تصمیم گرفتیم كه نماز را به فارسى بخوانیم و همینكار را هم كردیم. والدین ما كمكم از این موضوع آگاهى یافتند و به فكر چاره افتادند. آنها پس از تبادل نظر با یكدیگر تصمیم گرفتند كه اول خودشان با نصیحت، ما را از این كار باز دارند و اگر مؤثر نبود راه دیگرى برگزینند، چون پند دادن آنها مؤثر نیفتاد روزى ما را به نزد یكى از روحانیون آن زمان بردند و آن فرد روحانى وقتى فهمید ما به زبان فارسى نماز مىخوانیم به طرز اهانت آمیزى، ما را كافر و نجس خواند. و این عمل او ما را در كارمان راسخ تر و مصرتر ساخت.
عاقبت یكى از پدران، آنها را یعنى والدین دیگر افراد را به این فكر انداخت كه ما را به محضر حضرت آیت الله حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فكر مورد تأیید قرار گرفت و روزى آنها نزد حضرت ایشان مىروند و موضوع را با ایشان درمیان مىگذارند و ایشان دستور مىدهند كه در وقت معینى ما را به خدمت آقاى ارباب راهنمائى كنند.
در روز موعود، ما را كه تقریباً پانزده نفر مىشدیم، به محضر مبارك ایشان بردند. در همان لحظه اول چهره نورانى و لبان خندان ایشان ما را مجذوب خود ساخت و آن بزرگمرد را غیر از دیگران یافتیم و دانستیم كه اكنون با شخصیتى استثنایى مواجه هستیم.
ایشان در آغاز دستور پذیرایى از همه ما را صادر فرمودند، سپس رو به والدین ما كردند و فرمودند شما كه نماز را به فارسى نمىخوانید فعلاً تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید. وقتى آنها رفتند حضرت آیت الله ارباب رو به ما كردند و فرمودند بهتر است شما یكىیكى خودتان را به من معرفى كنید و هر كدام بگوئید كه در چه سطح تحصیلى هستید و در چه رشته اى درس مىخوانید. پس از آن كه امر ایشان را اطاعت كردیم، به تناسب رشته و كلاس هر كدام از ما پرسشهاى علمى طرح كردند و از درس هایى از قبیل جبر و مثلثات و فیزیك و شیمى و علوم طبیعى مسائلى پرسیدند كه پاسخ اغلب آنها از عهده درس هاى نیم بندى كه ما خوانده بودیم خارج بود، اما هر یك از ما از عهده پاسخ پرسشهاى ایشان برنمىآمد، با اظهار لطف حضرت ارباب مواجه مىشد كه با لحن پدرانه اى پاسخ درست آن پرسشها را خودشان مىفرمودند. اكنون ما مىفهمیم كه ایشان با طرح این سئوالات قصد داشتند ما را خلع سلاح كنند و به ما بفهمانند كه آن دروس جدیدى را كه شما مىخوانید من بهترش را مىدانم ولى به آنها مغرور نشدهام.
حاج آقا رحیم ارباب در کنار جامعیت علمی در علوم عقلی و نقلی، متخلق به اخلاق اسلامی و مهذب به تهذیب نفسانی و آراسته به کمالات روحی و خصایل نیکوی انسانی بود. پس از گذشت سی و اندی سال از عروج ملکوتی وی هنوز هم یاد و خاطره ایشان در ذهن و زبان مردم جاری است.
پس از اینكه همه ما را خلع سلاح كردند به موضوع اصلى پرداختند و فرمودند: والدین شما نگران شدهاند كه شما نمازتان را به فارسى مىخوانید، آنها نمىدانند كه من كسانى را مىشناسم كه، نعوذبالله، اصلاً نماز نمىخوانند. شما جوانان پاك اعتقادى هستید كه هم اهل دین هستید و هم اهل همت. من در جوانى مىخواستم مثل شما نماز را به فارسى بخوانم اما مشكلاتى پیش آمد كه نتوانستم به این خواسته جامه عمل بپوشم، اكنون شما به خواسته دوران جوانى من لباس عمل پوشانیده اید، آفرین به همت شما. اما من در آن روزگار به اولین مشكلى كه برخوردم ترجمه صحیح سوره حمد بود كه لابد شما آن مشكل را حل كردهاید. اكنون یك نفر از شما كه از دیگران بیشر مسلط است به من جواب دهد كه «بسم الله الرحمن الرحیم» را چگونه ترجمه كرده است. یكى از ما به عادت محصلین دستش را بالا گرفت و داوطلب پاسخ به حضرت آیت الله ارباب شد. جناب ایشان با لبخند فرمودند كه خوب شد كه طرف مباحثه ما یك نفر است، زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند برنمىآمدم. بعد رو به آن جوان كردند و فرمودند: خوب بفرمائید كه بسم الله را چگونه ترجمه كردهاید؟ آن جوان گفت «بسم الله الرحمن الرحیم» را طبق عادت جارى ترجمه كردهایم: به نام خداوند بخشنده مهربان.
حاج آقا ارباب با لبخندى فرمودند: گمان نكنم كه ترجمه درست بسم الله چنین باشد. در مورد «بسم» ترجمه «به نام» عیبى ندارد. اما «الله» قابل ترجمه نیست زیرا اسم عَلَم (=خاص) است براى خدا و اسم عَلَم را نمىتوان ترجمه كرد. مثلاً اگر اسم كسى «حسن» باشد نمىتوان به او گفت «زیبا». درست است كه ترجمه «حسن» زیباست اما اگر به آقاى حسن بگوئیم آقاى زیبا حتماً خوشش نمىآید. كلمه الله اسم خاص است كه مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق مىكنند، همانگونه كه یهود خداى متعال را «یهوه» و زردشتیان «اهورامزدا» مىگویند. بنابراین نمىتوان «الله» را ترجمه كرد، بلكه باید همان لفظ جلاله را به كار برد.
خوب بگویید ببینم «رحمن» را چگونه ترجمه كرده اید؟
رفیق ما پاسخ داد كه رحمن را بخشنده معنى كردهایم. حضرت ارباب فرمودند: این ترجمه بد نیست ولى كامل هم نیست زیرا رحمن یكى از صفات خداست كه شمول رحمت و بخشندگى او را مىرساند و این شمول در كلمه بخشنده نیست، یعنى در حقیقت رحمن یعنى خدائى كه در این دنیا هم بر مؤمن و هم بر كافر رحم مىكند و همه را در كنف لطف و بخشندگى خود قرار مىدهد از جمله آن كه نعمت رزق و سلامت جسم و امثال آن عطا مىفرماید. در هر حال ترجمه بخشنده براى رحمن در حد كمال ترجمه نیست. خوب، رحیم را چطور ترجمه كرده اید؟ رفیق ما جواب داد كه رحیم را به «مهربان» ترجمه كرده ایم.
كلمه الله اسم خاص است كه مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق مىكنند، همانگونه كه یهود خداى متعال را «یهوه» و زردشتیان «اهورامزدا» مىگویند. بنابراین نمىتوان «الله» را ترجمه كرد، بلكه باید همان لفظ جلاله را به كار برد.
حضرت آیت الله ارباب فرمودند: اگر مقصودتان از رحیم من بودم (چون نام مبارك ایشان رحیم بود) بدم نمىآمد كه اسم مرا به «مهربان» برگردانید؛ اما چون رحیم كلمه اى قرآنى و نام پروردگار است باید آن را غلط معنى نكنیم. باز هم اگر آن را به «بخشاینده» ترجمه كرده بودید راهى به دهى مىبرد، زیرا رحیم یعنى خدایى كه در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو مىكند و صفت «بخشایندگى» تا حدودى این معنى را مىرساند. بنابر آنچه گفته شد معلوم شد كه آنچه در ترجمه «بسم الله» آوردهاید بد نیست ولى كامل نیست و از جهتى نیز در آن اشتباهاتى هست، و من هم در دوران جوانى كه چنین قصدى را داشتم به همین مشكلات برخورد كردم و از خواندن نماز به فارسى منصرف شدم، تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود اگر به بقیه آیات بپردازیم موضوع خیلى غامضتر از این خواهد شد.
در اینجا، همگى شرمنده و منفعل و شكست خورده قول دادیم كه دیگر نمازمان را به فارسى نخوانیم و نمازهاى گذشته را نیز اعاده كنیم.
.........................................................................................................................................
الهى ! بحق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرينت نورم ده.
الهى ! راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر.
الهى ! يا من يعفو عن الكثير و يعطى الكثير بالقليل از زحمت كثرتم وارهان و رحمت وحدتم ده.
الهى ! ساليانى مىپنداشتم كه ما حافظ دين توايم استغفرك اللهم در اين ليلة الرغائب هزار و سيصد و نود فهميدم كه دين تو حافظ ما است احمدك اللهم.
الهى ! چگونه خاموش باشم كه دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گويم كه خرد مدهوش و بيهوش است.
الهى ! ما همه بيچاره ايم و تنها تو چاره اى و ما همه هيچكاره ايم و تنها تو كاره اى.
الهى ! از پاى تا فرقم در نور تو غرقم يا نور السموات و الارض انعمت فزد.
الهى ! شان اين كلمه كوچك كه به اين علو و عظمت است پس يا على يا عظيم شان متكلم اينهمه كلمات شگفت لا تتناهى چون خواهد بود.
الهى ! واى بر من اگر دانشم رهزنم شود و كتابم حجابم.
الهى !چون تو حاضرى چه جويم و چون تو ناظرى چه گويم.
الهى ! چگونه گويم نشناختمت كه شناختمت و چگونه گويم شناختمت كه نشناختمت...
الهى ! از نماز و روزهام توبه كردم به حق اهل نماز و روزهات توبه اين نا اهل را بپذير.
الهى ! به فضلت سينه بى كينهام دادى به جودت شرح صدرم عطا بفرما.
الهى ! عقل گويد " الحذر الحذر" ، عشق گويد " العجل العجل " آن گويد دور باش و اين گويد زود باش.
الهى ! ضعيف ظلوم و جهول كجا و واحد قهار كجا.
الهى ! آنكه از خوردن و خوابيدن شرم دارد از ديگر امور چه گويد.
الهى ! اگر چه درويشم ولى داراتر از من كيست كه تو دارايى منى.
الهى ! در ذات خودم متحيرم تا چه رسد در ذات تو.
الهى ! نعمت سكوتم را به بركت " وَاللهُ يُضاعَفُ لِمَنْ يَشاء " اضعاف مضاعف گردان.
الهى ! به لطفت دنيا را از من گرفتهاى به كرمت آخرت را هم از من بگير.
الهى ! روزم را چو شبم روحانى گردان و شبم را چون روز نورانى.
الهى ! "حسنم " كردى احسنم گردان.
الهى ! دندان دادى نان دادى، جان دادى جانان بده.
الهى ! همه از گناه توبه مىكنند و حسن را از خودش توبه ده.
الهى ! گويند كه بُعد سوز و گداز آورد ، حسن را به قرب سوز و گداز ده.
الهى !خودت گفتهاى " وَ لا تَيْاَسوُا مِنْ روُحِ الله " نااميد چون باشم.
الهى !انگشترى سليمانيم دادى انگشتسليمانيم ده.
الهى ! سرمايه كسبم دادى توفيق كسبم ده.
الهى ! اگر " ستارالعيوب " نبودى ما از رسوايى چه مىكرديم.
الهى ! من " الله الله " گويم اگر چه " لا اله الا الله " گويم.
...........................................................................................................................................
تو مگو مارا بدان شهر بار نیست
با کریمان کارها دشوار نیست
چون دراین دل برق مهر دوست جست
ان در ان دل دوستی میداند که هست
هیچ عاشق خود نباشد وصف جوی
که نه معشوقش بود جویای او
در دل تو مهر حق چون گشته ناب عزیز من
هست حق را بیگمان مهری به تو
ای همه هستی ز تو پیدا شده خاک ضعیف از تو توانا شده
انچه تغییر نپزیرد تویی وانکه نمردست و نمیرد تویی
تا کرمت راه جان برگرفت پشت زمین بار گران برگرفت
هرکه نه گویای تو خاموش به هرچه نه یاد تو فراموش به
انچه کمر بسته که ما بنده ایم گل همه تن جان که به تو زنده ایم
دست از این پیش که دارد که ما زاری از این بیش که دارد که ما
چاره ی ما ساز که بی یاوریم گر تو برانی به که روی اوریم
خدایا اگه تو هم منو رد کنی پیش کی برم کمکم کن
